دخترک زیبای من ! چندوقت پیش با هم به پارک رفته بودیم  که روی سرسره یه بچه بزرگتر تورو هل داد و سرت به سرسره خورد و اونقدر گریه کردی که من مجبور شدم بیام بالای سرسره و خودم باهات سر بخورم و بیایم پایین.

میدونی اون موقع به چی فکر میکردم؟اینکه آدمها با هم تفاوت دارن و خیلی از این تفاوتها از همون سن کم خودشو نشون میده.من اعتقاد دارم همه بچه ها پاک و معصوم هستن اما میتونن تبدیل به بزرگسالانی شرور بشن.این توانایی در بعضی بچه هابیشتر دیده میشه.توپارک به رفتاربچه های مختلف دقت میکردم.

بعضیها وقتی میدیدن یه بچه کوچکتر از خودشون داره از سرسره میره بالا, صبر میکردن و بهش اجازه میدادن که با آرامش پله ها رو بالابره و خودشون به دنبالش میرفتن.

بعضی بچه ها کمی بهتر رفتار میکردن و حتی دست اون بچه کوچکتر رو میگرفتن تا راحت تر بالا بره.

اما بعضی از بچه ها مرتب به اون بچه کوچکتر میگفتن که برو کنار بذار من رد بشم و حاضر نبودن با صبوری منتظر بمونن.

و بعضی دیگه از بچه ها که متاسفانه تعدادشون کم هم نبود برخورد بدی داشتن و با زور اون بچه کوچکتر رو کنار میزدن تا خودشون سریعتر به بالای سرسره برسن.یکی از همین بچه ها موقع کنار زدنت سرتو به دیواره سرسره کوبید.

 

من کمی به رفتار بچه ها دقت کردم و با خودم فکر کردم این بچه های خشن هم میتونن آینده خوب و زیبایی داشته باشن.فقط به شرطی که کسی به خوبی راهنماییشون کنه.وچه راهنمایی بهتر از پدر و مادر.پس بعد از اون به رفتار پدر و مادرها دقت کردم.

پدر ومادرهایی که گرم حرف زدن با یکی دیگه بودن و اصلا نمیدونستن و متوجه نشدن که فرزندشون داره باعث آزار بچه های دیگه میشه.اینها همون پدر ومادرهای غافلی هستن که بعدها هم با غفلتهای بزرگتر اجازه میدن فرزندانشون به تباهی کشیده بشن.

 

پدر ومادرهایی رو دیدم که با وجود داشتن یه هم صحبت گوشه چشمی به فرزندشون داشتن و اگه اشتباهی رو متوجه میشدن خیلی زود جلو میومدن و به فرزندشون تذکر میدادن.اینها همون والدینی هستن که بعدها هم در اثر بروز مشکلی برای فرزندشون به موقع وارد عمل میشن و سعی میکنن جبران غفلتشونو کنن.

 

پدر ومادرهایی بودن که جلوی سرسره ایستاده بودن و با دقت مراقب فرزندشون بودن و گهگاه بهش تذکرهای لازم رو میدادن و احتیاط میکردن تا مشکلی پیش نیاد.حتی اگه میدیدن که کودکشون مراقب بچه های کوچکتر نیست بهش هشدار میدادن که باید صبر کنه تا بچه های کوچکتر اول برن و مراقبشون باشه.اینها همون پدر ومادرهایی هستن که میدونن همیشه پیشگیری بهتر از درمانه و همیشه جلوی اشتباه رو گرفتن بهتر از جبران اشتباهه و همینها هستن که میدونن درسهای زندگی رو باید از همین آغاز کودکی به فرزندشون بیاموزن و میدونن که برای تربیت فرزند حتی دقیقه بعد هم دیره و باید از ابتدا مراقب بود.

 

پدر ومادرهایی رو دیدم که زیاده از حد به فرزندشون میگفتن احتیاط کنه و بیش از حد مراقبش بودن و بچه ای رو که میتونست به تنهایی از سرسره بالا بره همراهی میکردن و اینها همون پدر ومادرهایی هستن که بعدها به فرزندشون اجازه نمیدن هیچ چیزی رو به تنهایی تجربه کنه و همینها هستن که فکر میکنن با ایجاد یه حصار به دور فرزندشون میتونن جلوی هر خطایی رو بگیرن ولی غافل از اینکه اگه به کودک از ابتدا یاد ندیم که بدون وجود مانع اشتباه نکنه هرگز در آینده اینو یاد نخواهد گرفت.اینها پدر ومادر بزرگسالان آینده هستن که مثلا فکر میکنن کمربند ایمنی رو فقط باید جلوی پلیس بست و دور از چشم هر مراقبی میشه همه کاری انجام داد.این کودکان میتونن تبدیل به بزگسالانی بشن که عقده ها و حقارتهای دوران کودکی رو در بزرگسالی با تحقیر دیگران التیام میبخشن.همونهایی که از محبت و توجه زیاد فکر میکنن پادشاه عالم هستن و به خودشون اجازه میدن همیشه از دیگران متوقع باشن.

 

ومتاسفانه پدر ومادرهایی رو دیدم که غافل نبودن و کاملا جلوی سرسره ایستاده بودن و حرکات فرزندشونو تماشا میکردن و میدیدن که کودکشون با هل دادن بچه های دیگه و کنار زدن بچه های کوچیکتر خودشو سریعتر از دیگران به بالای سرسره میرسونه و میدیدن که کودکشون حقوق هیچ بچه ای رو در نظر نمیگیره ولی خوشحال بودن و لذت میبردن و حتی تشویقش میکردن که  آفرین چه بچه زرنگی و چقدر به داشتنت افتخار میکنم.جالب بود یکی از همین مادرها وقتی با اعتراض مادر بچه دیگه ای مواجه شد که به فرزندش میگفت چرا بچه های دیگه رو هل میدی و آرومتر بالا نمیری؟ در جوابش شروع به داد و بیداد کرد و گفت :" خانم شما به چه حقی با بچه من اینطوری حرف میزنی؟مواظب بچه خودت باش و یادش بده زودتر از سرسره بره بالا.بچه من که نمیتونه معطل بچه تو بشه که میخواد مثل حلزون بره بالا."

 

ومن اونجا فهمیدم این مادر یاغی قطعا یه کودک یاغی تربیت خواهد کرد و این مادر در آینده مادر یه بزرگسالی خواهد بود که به خودش اجازه میده هرجا که دید رعایت حقوق دیگران به ضرر حقوق خودش بود اونا رو زیر پا بذاره و هرجا که دید یک نفر مانع رسیدنش به هدفی شده یا سرعتشو کم کرده به هر طریقی که تونست کنارش بذاره.این مادر کودکی بزرگ خواهد کرد که در آینده زرنگی رو در له کردن دیگران معنی میکنه.کاش این مادر زرنگی رو اینطور برای کودکش تعریف نمیکرد و لااقل یه تذکر کوچیک بهش میداد که مراقب بچه های دیگه باشه اما امان از خودخواهی مادرانه ای که آینده یه کودک معصوم رو پراز شر و نامردی خواهد کرد.

 

دخترم آیسا! میدونم که من با نگاه کردن به پدر ومادرهای پارک و فرزندانشون نمیتونم آیندشونو پیش بینی کنم یا نظر قطعی درمورد زندگیشون بدم.اما اینو میدونم که پدر و مادر وظیفه دارن در هر شرایطی چراغ راهو برای کودکشون روشن کنن و چه جایی بهتر از پارک و محیطی که آدمهای زیادی با کودک در ارتباط هستن.

 

عزیز دلم! بعد از اون شب تو دیگه علاقه زیادی به سرسره نداری واین نتیجه غفلت یه مادر دیگه از فرزندش بود.و من به این فکر میکنم که چقدر تو زندگیمون نتیجه غفلت مارو دیگران میبینن و چقدر بابت بی توجهی ما دیگران صدمه میخورن؟

 

کاش تمام مشکلات دنیا به اندازه سرسره بازی بچه ها ساده بنظر میرسید اما متاسفانه دنیا پرشده از آدمهایی که دیگران براشون هیچ اهمیتی ندارن.

 

شاید بزرگترین ضربه زندگیمو از کسی خوردم که بزرگترین درسی که از پدر ومادرش گرفته بود این بود که میتونه برای خوشبختی و آسایش خودش هرکاری با زندگی دیگران بکنه.من یقین دارم وقتی این آدم در محضر خدا برای پاسخ دادن بایسته قطعا پدر و مادرش هم باید در کنارش بایستن و پاسخگو باشن که چرا بهش درس زندگی ندادن.

میدونم تربیت تنها شرط خوب و بدشدن آدمها نیست و محیط جامعه نقش زیادی در این راه داره.اما بنظرم اگه پایه و ریشه هر انسانی محکم و روی اصول بنا بشه هرچقدر هم از راه دور بشه و به بیراهه بره سرانجام مسیر درستو پیدا خواهد کرد.خداکنه تمام بچه های دنیا از نعمت پدر و مادری خوب بهره مند باشن.

 

زندگی مامان! شاید بگی این همه توجه من به رفتار دیگران دلیلش چیه؟من بهت میگم  دخترکم دلم میخواد تورو انسانی بار بیارم که هرگز در آینده کسی نتونه بگه برای مادرش متاسفم که چیزی بهش یاد نداده .دلم میخواد وقتی بزرگ شدی بزرگترین دغدغه زندگیت انسان بودن باشه.کاش بتونم مادر خوبی برات باشم عزیزکم.

آیسا دخترم! ریشه هایت را در میان باورهایم به پروردگاری قرار میدهم که میدانم بهتر از من مراقب توست.به این امید که در این خاک خوب بتوانی خوب ریشه بدوانی و خوب برگ و بار بدهی.